خوش گذشت.. جای دوستان خالی با هم جیغ می زدیم!

 

یکی از خاطرات من از آلمان اینه که شب ساعت 11 و نیم از خونه قبلیم اومدم برم خونه جدیدم. بعد نمی دونم چرا هیشکی سوار قطار نشد فقط من شدم. واگن آخر.

بعد نتیجتا کلا قطار خالی بود فقط دونفر توش بود: یکی من ته قطار! یکی آقای راننده سر قطار! بعد دست گذاشتم به جیغ و هوووووووووو کردن و هاااااااااااااااااای کردن و قطار هم با سرعت می رفت. خیلی مزه داد!

کلی خندیدم تنهایی!

 

/ 0 نظر / 14 بازدید