دل

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

داشتم فکر می کردم یه روز در دلم رو تخته کنم ، ببندم ، بره پی کارش...

ولی هر وقت می خوام این کارو بکنم ، اون نمی ذاره.

هی من هل می دم که درش رو ببندم ، هی اون مقاومت میکنه.

آخر هم معلومه که کی پیروز می شه....

 

آخه چرا دل ، منطق حالیش نمی شه؟؟؟

 

/ 3 نظر / 4 بازدید
LYON

منطق و احساس هميشه با هم در تضاد بودند...کاريش هم نميشه کرد....عاقلانه اينه که تو تصميم گيری ها احساس رو دخالت ندی...ولی بعضی جاها يه کارايی از دست دل بر مياد که منطق ازدرک و انجام دادنش عاجز و ناتوان نشون ميده..

Bivajeh

چرا هیچ وقت سنگ مثل گل نیست؟؟ چون ماهیتشون باهم فرق داره... اگه قرار بود دل منطق سرش بشه که دیگه بهش دل نمی گفتن!!درسته که معمولا کار دست آدم میده اما فکر می کنم که خیلی خوبه یه وقتایی منطق سرش نمیشه....

della

تو بايد منطق برنده برنده رو پيدا کنی.يعنی هم عقل هم دل...نميشه يکيو رها کرد..