بدون شرح...

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

دیشب رفته بودم مسجد...07.gif07.gif01.gif

 

خانمی که کنارم نشسته بود قبل از شروع نماز بهم گفت یه کم موهات پیداست.. وقتی موهام رو تو کردم گفت چادر اون طرف هست.. چادر سر کن.. گفتم نه مرسی، من بدون چادر می خونم..01.gif

 

همان خانم بین دو نماز هی از من تعریف کرد که آفرین به تو که آمده ای و نماز می خوانی و هی گفت و گفت و آخر هم گفت که بهتر است لاکهایت را پاک کنی..02.gif

 

وقتی نمازها تمام شد خانمی که پشت سرم نشسته بود اول کلی از من تعریف کرد که آفرین چه دختری ... بعد هم گفت بهتر است جوراب بپوشی...15.gif25.gif

 

وقتی خواستم بروم دو تا خانم دیگر بهم گفتند که آفرین که می آیی و نماز می خوانی ... اما کمی دستهایت پیدا بودند....11.gif15.gif

 

 

 

امشب دیگر اشتیاقی برای رفتن به مسجد ندارم...

 

17.gif17.gif17.gif17.gif17.gif

 

......

 

/ 8 نظر / 3 بازدید
رهگذر

سلام/ خوب کاری کردی نمازو با جماعت خوندی

omid

به به چه دختر خوبی که ميری نماز ولی .../شوخی /جالب بود . موقف باشی - اعتماد بنفس يادت نره /

omid

حالا بقيه ياداشتات هم خوندم .خوشحالم که شمار ا پيدا کردم . فکر کنم در بلاگستان آينده خوبی داشته باشی با اين همه استعداد . از زيتون که چيزی کن نداری

elham

are moshkele ma tooin zamoone va jamee hamineeeeee

honey

دخترم عزيزم...چه دختر گلی !ماشالا...افرين...اما يکم وبلاگت واقعيت رو زياد بيان می کنه!!!!!!!!!!

mina

متاسفم .ولی اين دفه بيا مسجد محله ما اصلا توش به غیر از خدا کسی نمی آد که ازت ايراد بگيره .

Bivajeh

اینها خدا رو در قالب کلیشه می پرستند...

Nayereh

سلام عزيزم ميدانی من بهت حسودی می کنم چون اطمينان دارم اون روز خدا دعوتت کرده بود يه دعوت رسمی