نان، عشق، موتور 2000

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

یکی از دوستان ما، مدتها پیش یکهو تیر عشق به قلبش اصابت کرد 07.gifو بعد از آنکه کاشف به عمل آمد که این تیر عشق رو آدم خوبی فرستاده، دو تا کبوتر مهربون بهم رسیدند!!!07.gif

 

دوست ما هم جو گیر شد و گفت در راستای آنکه دانشگاه وام ازدواج می دهد و قرار است که مشکلات جوانان را حل کنند ، من هم وام ازدواج بگیرم. خلاصه بعد از رفت و آمد های فراوان و کلی برو و بیا ( برای ازدواجش اینقدر سختی نکشید) بالا خره یک روز مژده داد که کار وامش درست شده. گفتم حالا چقدر می دهند؟

 گفت:

       1 میلیون و دویست هزار ریال =  120 هزار تومان

خلاصه با هم کلی برای این 1 میلیون و دویست هزار ریال نقشه کشیدیم :

قرار شد باهاش یه خونه بخره و بعد هم فرش و تلویزیون و سایر وسایل...

 

لذت می برم که اینجوری کلی به جوونهای مملکت امید می دهند.01.gif

 

دیروز دوست ما شاد و شنگول رفت که ببینه این 1 میلیون و دویست هزار ریال تو حسابش هست یا نه؟

رفت و در حسابش

        900 هزار ریال=90 هزار تومان

بود.

کلی عصبانی شد و ...12.gif

و البته من هم کلی دلداری دارم که عزیز دلم حتما اشتباه شده. فردا با هم می رویم پیش مسئول محترم، و او هم حتما کلی به خاطر اشتباه پیش آمده معذرت خواهی می کند ....01.gif

 

البته مسئول محترم این کار را نکرد :

بلکه گفت سقف وام 220 هزار تومان است (به قول دوست ما، کاش می گفت کفش 220 هزار تومنه ، آدم دلش نمی سوخت) و تازه این وام را بر اساس معدل و تعداد ترم ها و واحد ها و..... می دهند. که دوست ما فقط به اندازه ی 90 هزار تومن از این 220 هزار تومن شرایط لازم را داشته.17.gif

 

من سکوت می کنم . به نظر من باید فکر کنیم با 90 هزار تومن چه کارهایی می شه کرد؟

 

/ 3 نظر / 3 بازدید
Bivajeh

من فکر می کنم که خونه و بعد هم فرش و تلویزیون رو بتونه بخره فقط سایر وسایل رو نمی تونه بخره!! گذشته از شوخی ، مهم این اعداد تو خالی نیستن مهم اون گرمایی که تو دل کبوتراست و نباید به این زودی ها سرد بشه...

yeki az kabootara

با تشکر فراوان از همه ی مسئولان و دست اندرکاران مهربون که در راستای اميدوار کردن ما کبوترها به زندگی توام با آسايش و رفاه از هيچگونه خدمتی فروگزار نمی کنند.... لازم دانستم که به اطلاع برسانم :ما کبوترها توانستيم با کمک اين انسانهای مهربون ، خانه ، ماشين و لوازم کامل زندگی خود را تهیه کرده و مقداری هم در بانک پس انداز کنیم .... و اکنون به فکر تدارک يک جشن بزرگ ميباشيم... از همه ی وبلاگ خوانهای عزيز هم دعوت به عمل می آوريم تا در جشن پرواز کبوترهای عاشق ما را همراهی کنند.... (:

reyhaneh joon

الا يــــــــــــــــــــــا ايها الساقی ادرکاسا و ناولها که عشق اسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها