ذهن طلایی











 
 

مسافر...

 
دوشنبه ۱۳۸٤/٥/۳۱

 

چيزهايي در زندگي هستند...

بي هيچ علتي...

و تو هميشه به دنبال جوابي هستي ...

تا علت وجود آنها را دريابي...

 

هر چه بيشتر مي گردي

نااميد ترخواهي شد..

هر چه بيشتر تقلا كني

چهره آنها پوشيده تر خواهد شد...

و تو سر در گم تر از هميشه

باز هم به دنبال علتي هستي...

 

چيزهايي در زندگي هستند

كه تنها از كنارت عبور مي كنند

و در دوردستهاي نگاه تو

كمرنگ مي شوند

چون مسافري كه از جاده ي زندگي ات گذر كرده

آمده تا تو را بيازمايد

يا خاطره اي از خود در ذهنت به جا گذارد

يا اينكه تنها قصد عبور داشته...

 

اگر چه تو هميشه به رد پاي مسافر خيره اي

اما گرد و غبار جاده ي زندگي تو نيز

 بر تن مسافر نشسته...

 

بيدار شو:

مسافر رفته است...

 

 
٥:٢٠ ‎ق.ظ

 
LOGO




godaddy analytics