ذهن طلایی











 
 

1/1/1

 
جمعه ۱۳۸۳/۱٢/۱٤

 

داشتم فکر می کردم.....

هيچ فکر کرديد که اول اول اولش چه اتفاقی افتاد؟

به قولی 1/1/1

من هم نمی دونم....

 

يه دفعه گفتم اين پسرها تو کلشون فقط يه دونه نخود به عنوان مغزه.... کلی آدم شاکی شدند که داری تبعيض قائل می شی....

هيچ کس نيومد بگه پس تو کله دختر ها چيه...

تو کله آنها هم نخود است .

 

می گم چرا هی تو سرم يه چيز کوچولويی از اين ور به اون ور ميره!!!

 

داشتم فکر می کردم که خدا که اومد آدمها رو بيافريند يه فلاپی گذاشت و اول از همه فرمتشون کرد.

بعد يه CD bootable گذاشت تا بالا بيان!!!

(اِ ، من از کجا بدونم چه سيستم عاملی نصب کرد)

ولی پارتيشن بندی نکرد.

گفت اين موجود هوشمنده، خودش بعدا می فهمه که بايد پارتيشن بندی بکنه....

 

آدم بزرگتر و بزرگتر شد. هر چی اطلاعات بود رو می ريخت تو هاردش( يا همون نخود) .

اطلاعات پراکنده بودن.....(آخ که هاردش حال می داد برای defrag  کردن)

باز هم گذشت....

آدم به اين فکر افتاد که تا الان خيلی بچه گانه عمل می کرده...

شروع کرد به پارتيشن بندی....

يه قسمت شد عشق به موسيقی... يه جا شد علم.... يه جا شد هوس و .... يه جا شد عشق ... يه جا شد هنر.....

هر قسمت حجمش با جای ديگر فرق می کرد....

گاهی حجم بعضی جاها رو کم و زياد می کرد....

 

و برايش عجيب بود که ظرفيت اين نخود تمام شدنی نيست....

 

بالاخره CPU هر کسی يه روز داغ می کنه....

ولی هاردش سالم می مونه....

تو کتابا خوندم که آخرش همه چی به کنار اين يه نخود هم به کنار....

 

داشتم فکر می کردم....

 

 

 

 
٤:۳۳ ‎ق.ظ

 
LOGO




godaddy analytics